دلایل ناکامی در یادگیری زبان
تكيه بر محيط مبتني بر متن
دنياي واقعي زبان، يك دنياي صوتي است. در حـالي كه سيستم آموزشي ما، دنيايي مبتني بر متن بوده است و اين باعث مي شد كه مشكل تلفظ نيز بر مشكلات بيشمار ما افزوده شود. بدليل عدم زيستن در يك محيط واقعي صوتي با آن احساس بيگانگي مي كنيم. نتيجه اين سيستم آموزشي در آرماني ترين شرايط تربيت مترجم بود، نه كسي كه با زبان بتواند ارتباط برقرار كند.
تکیه بر گرامر
كاش ما زبان را با روش كودكان ياد مي گرفتيم كه كمترين اهميتي براي دستورات پيچيده زبان نمي دهند. راستي خود ما چقدر با گرامر زبان مادري خود آشنا هستيم دستوات گرامري در تمامي زبانها يك موضوع كاملا تخصصي و انتزاعي از زبان است و اگر نه اينست پس اينهمه رشته هاي دانشگاهي سطح بالا در رابطه با دستور زبان چه معني ميدهند؟ حرف زدن با رعايت دستورات گرامري زباني پر از استثناء مانند انگليسي، تقريبا غير ممكن است.
تاكيد بر يادگيري لغات
آموزش ما، حفظ كردن فرهنگهاي لغت بود، هر معلمي براي خود ديكشنري كوچكي مي ساخت كه مجبور به حفظ آن بوديم. و متاسفانه هنوز هم كار به همين منوال است. در يك فرهنگ انگليسي نگـاهي به لغت GET يا TAKE بيندازيد. دو صفحه معني مختلف و گاه متضاد براي يك لغت سردرگمي آدمي را در آموزش صد چندان مي كند. فرق عمده زبان انگليسي با زبان فارسي در اين است كه لغات در زبان انگليسي عمدتا وقتي معنا واقعي دارند كه در كنار ساير لغات قرار مي گيرند. مثلا لغت Take معني واضحي ندارد در حالي كه معني عبارت Take off كاملا مشخص است.
عدم توجه به اين الگوهاي ساختاري روش طبيعي آموزش زبان
اهميت ندادن به صحبت کردن
در هر زباني چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت كردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سيستم آموزش رسمي ما بيش از همه به آن پرداخته شده است امر خواندن مي باشد. در برخي از كلاسهاي غير رسمي نيز صحبت از هم زماني چهار عنصر رفته است. اما وقتي ما در محيط واقعي زبان قرار مي گيريم در مي يابيم كه اگر هدف فراگيري زبان باشد عنصر خواندن و نوشتن اهميت درجه چندم دارند به اين دليل ساده كه در تمامي زبانها افراد بي سواد آن جامعه نيز قادر با تكلم زبان مادري خود هستند.
منبع : http://www.loveenglish.ir/